حرف هایی ازجنس فریاد

وبلاگم ... طفلکی ... قد ی سال ی سال و نیم آلزایمر گرفته

پرشین قاطی کرد ... و پستای سال 95-94 ام حذف شد

دلم می سوزه برای مغزم

وبلاگ بیچارم ... از دست خاطراتم دیوونه شد و زد خودشو پاک کرد

مغزم چقد خوب منو ... خاطرات منو ... تحمل می کنه ...

 

 

نوشته شده در جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩٦| ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |

لا به لای این خاطرات ... هم گریه کردم ... هم خندیدم ... هم عاشق شدم
عاشق دو تا علی
علی محمدی و علی چیت ساز
وقتی خاطرات کسی رو بخونی و عاشق شخصیت های فرعی داستان بشی
فقط یک چیز ب ذهنم می رسه
راوی ... یکی از بنده های مخلص خداست ... یک انسان خوش معنا

کتاب« وقتی مهتاب گم شد » خاطرات علی خوش لفظ رو در دوران جنگ روایت میکنه که آقا حمید رسام کار تنظیم و تدوینش رو انجام داده ...

در صفحات اول کتاب یک بیت شعر نوشته شده ک دل منو برد:


یاد خیال تو در نظرم جلوه می نمود
از دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم

و در پایان کتاب حس کردم ... همین ی بیت یک خلاصه ی عمیق از کل کتاب

بتون پیشنهاد میکنم لذت خوندن این کتاب رو از دست ندید.

/مریم س.م /

نوشته شده در شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦| ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |

بزرگ شدن سخته

وقتی میفهمی زندگی اون رویای قشنگی نیست ک تو نقاشیش میکنی

زندگی اون حقیقتیه ک باید باورش کنی

بزرگ شدن سخته

ولی ی وقتی تو زندگی می رسه ک باید بزرگ شی ...

/ مریم س.م /

 

::ادامه مطلب::
نوشته شده در شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤| ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |

برای من بگو

از آن ستاره های پر فروغ

از آن چشم های بی نظیر

از آن دست های مهربان

از آن لبخند ناگهان

از آن عشق ناگریز

/ مریم س.م /

 

 

::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤| ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |

گر بال هایت را گشایی

یک آسمان را سایبانی

مادر

/ مریم س.م /

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤| ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |

نباشی پدر

قیامت به پا می شود

نه که کوه ها میخ های زمینند

/ مریم س.م/

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه ۱٦ امرداد ۱۳٩٤| ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ| توسط مریم| نظرات () |

 

یک لحظه هایی در زندگی هست

که باید نقطه شان گذاشت

و باید از سر خط شروع کرد

و چقدر خوب بود اگر می شد چند خطی را پشت این نقطه خط زد

و اگر این حقیقت لاجرم را می شد انکار کرد

که با خط زدن خطوط ... خاطرات خط خطی شاید ... اما پاک نمی شوند ...

/ مریم س.م /

 
 
 
 
 
 
 

::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٤| ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |

یک وقت هایی هست

دلت می خواهد به پشت سر نگاه نکنی

چشمانت را به آسمان بدوزی

و بی گدار لبخند بزنی

" مریم س.م "

 

 

::ادامه مطلب::
نوشته شده در شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤| ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات () |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست



پی سی دیزاین - محصولات آرایشی - آی تی ایران | شهید - دامپزشکی - قیمت دلار