حرف هایی ازجنس فریاد

جرینگ جرینگ جرینگ

سنگ زدند خانه ام را

شیشه ی حریمم را شکستند

خواستم

بدمم

احیا کنم

شکسته حریمم را

اما

خرده حرفاشان

چوشاهینی

یا که

پیکانی دو سر

نشانه می رود

بی تامل , بی درنگ

بر شاهه , رگ های من

بی خرد ابلهان

چه می پندارند؟

خون من می مکند

و مستانه قاه قاه می خندند!

اما

من نخواهم مرد

شیشه ای خواهم ساخت

با خون دل , از خون جگر

شیشه ای

از جنس یاقوت کبود

من حریمم را,پاس خواهم داشت

/ مریم س.م /

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱| ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ| توسط مریم| نظرات () |

بیچاره طبیعت

کر کردطبیعت را

صدای هم همه ی عیان مجلسی درقصرخیال من

تورا به خدا

لحظه ای سکوت

مرا میهمان کنید

/ مریم س.م /

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱| ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ| توسط مریم| نظرات () |

نهالی داشتم کوچک

به آب دیدگانم کردمش سیراب

گیسوانش را هرس کردم

چه شب ها تا به صبح

سنگین پلک هایم را

فدای شاخه شاخه اش کردم

عمرمن به غروب

قامتش به عروج

عجب رعنا شده بود

درخت آرمان های من

چه شد؟

ناگاه

تبر در دست

بالای سرش

خط سقوطش را دنبال می کردم

با تنش

تابوتی ساختم از جنس بلوط

زندگی را عشق را

بی صدا

درتابوت بلوط

اسیرغربت خاکش نمودم

خاکی از جنس سکوت

بر شانه تابوت دلم

چادری افکنده

سخت سنگین است

/ مریم س.م /

نوشته شده در یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱| ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ| توسط مریم| نظرات () |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست



پی سی دیزاین - محصولات آرایشی - آی تی ایران | شهید - دامپزشکی - قیمت دلار