حرف هایی ازجنس فریاد

مترو سرعت می گیره

و پنجره هاش یکی پس از دیگری از جلو چشمام عبور می کنه

و از پشت پنجره آدم هایی رو می بینم که فقط به اندازه چندصدم ثانیه چشمامون تو هم قفل می شه

و زندگی 21 ساله ی من چقدر اینگونه گذشت

همین قدر سریع

و آدم هایی که به اندازه همین چندصدم ثانیه توی زندگیم نقش بازی کردن و رفتن

و حالا من نقش اول با خودم فک می کنم

تو این 21 سال چی کار کردم ؟؟؟

چه کاری که اگه من نبودم انجام نمی گرفت !!!

چه کاری که بودنم رو از نبودنم متمایز کنه !!!

یه دلیل قانع کننده برای 21 سال زندگی ای که گذشت ...

/ مریم س.م /

نوشته شده در یکشنبه ٦ مهر ۱۳٩۳| ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ| توسط مریم| نظرات () |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست



پی سی دیزاین - محصولات آرایشی - آی تی ایران | شهید - دامپزشکی - قیمت دلار