در مسیر عشق...

یه جایی می رسه که دیگه خسته می شی

بدنت رو پاهات سنگینی می کنه

از یخ جایی ب بعد قدم برداشتن سخت می شه

پاهات رو می کشی روی زمین ... ب سمت حرم

می ری ... می ری تا می رسی ب اولین نقطه ای ک حرم حضرت عباس مشخص می شه

اونجا

توی اون نقطه

یهو ... می شکنی ... زانوهات خم می شه ... میوفتی روی زمین ...

اینجا نقطه ی شروع زندگیه ...

اینجا نقطه ی صفر زمینه ...

انگار کربلا هم از همین نقطه شروع شده ...

انگار ک همه ی روضه ها رو از این نقطه میشه دید ...

اینجا ... آخر دنیاست ...

وقتی پات می رسه ب بین الحرمین

وقتی زیر پاهات خاک بین الحرمین و چشمات گنبد آقا رو قاب گرفته ...

ههه ی واژه ها تو ذهنت گم میشن ...

انگار تو کل دنیا فقط یک کلمه وجود داره ...

الحمدلله ...

 

ت.ن: خدایا این سفر رو ... این مسیر رو ... روزی تموم دل های شکسته کن ...آمین

/ 1 نظر / 36 بازدید

[لبخند]