سروده ای به نام زن ...

من زنم

در این زمانه ، زن آزاد است

ای منجی آزادی

تو

واژه ها را با جیب خودت معنا کردی

و

افکار حامی جیبت را پیک ، پیک

به سلامتی آزادی

به من نوشاندی

این ودکا که به من خوراندیش تلخ بود

آنقدر زیاد

که طعم نفس هایم را چنان تلخ کرد

که هویتم رالابه لای این ودکا قی کردم

و تو این گونه عریانم کردی

مرا به برهنگی زنجیر کردی و آزادم خواندی

با تو ام

لاشخور با تو ام

نه

تو لاشخور نیستی

کرکسی به گمانم

دهان تو به لاشه قناعت نمی کند

دوست داری طعمه ات را که می دری،فواره ی خونش را به تماشا بنشینی

جام تو هرگز سیراب نمی شود

طمع خون دارد

حجابم را دریدی

تا جنازه ای شوم که بوی تعفنم  بینی لاشخوران را خوش آید

می بینی

از
تجارت تو
سهم من
همین لاشخور ها شد

من انسانم
روح خدا در من دمیده شده
چگونه پشت ویترین ، بالای صلیب ، به حراجم گذاشته ای؟
و من چه احمقانه ، آن بالا سرود آزادی را نعره می زنم

من انسانم
زر ورق اجناس تو نیستم
درد دارم
وقتی تن من اعتبار سکه های تو است

من انسانم
ریه هایم تمنای هوا دارد
این آزادی برای من خفقان است
می فهمی؟
تو معنای خفقان را می فهمی؟
خفقان یعنی
درست
وقتی که ریه هایت تمنای هوا دارد
اطرافت پر باشد از خالی
از خلاء
اینجاست
که
دستانت
به زمین و زمان چنگ می زند
شاید حتی
پوست لطیفت زیر چنگ دستانت خون را مزه مزه کند
اما نمی فهمی
وقتی در تب و تاب جرعه ای هوا له له می زنی
وقتی درد را در آغوش کشیده ای
دیگر درد را نمی فهمی
تمام دنیا فقط برایت یک دم می شود
حتی دیگر بازدم نمی خواهی
همان یک دم برایت یک دنیاست

/ مریم س.م /

/ 71 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
r3za

---سایتایی که باز نمیکنه احتمالا https بوده.--- برعکس گفت[زبان]

بهار

عمـریـستــ .. صبـح بـــ ه صبـح ... کشتـی کوچکـ تقـدیـرم را !... می برم بر سـاحل امیـد ، امواج خروشـــان روزگـآر ... سکـان کشتـی ام را از دست مــ ن ربـوده ! ... و من سرگشته تر از هر روز چشم بـــ ه رحمت خدا دارم ! . آپـــــــــــــــــــــم...[نیشخند] از این به بعد واسه آپام خبر نمیدم...خودت مرام داری بیــــا.[خونسرد]

mahsa

تو بالاخره کجایی؟[نیشخند] رفتی یا نه؟! فک کنم فخط میخاستی قرارمونو بهم بزنی[زبان] """ولگردی نیس که .... پشتکاره""" یاد اون یاروهه افتادم که تو اخبار نشون میداد!! دیدی پیرمرده بالای صدسال بود بچه دار شده بود؟[خنده] گزارشگره میگف چه "پــــشــــتــــکاری" داری توووو[قهقهه] تیکه رو رفتی؟؟؟[قهقهه]

الهام

مریم بانو کجایی؟ میام می بینم نیستی شلوغ کاری کنی,دلمان میگیرد[زبان][نیشخند] مریم این شکلکه که غش و ضعف میره رو چرا فقط تو میتونی استفاده کنی؟[نگران]

الهام

[قهقهه] ایناهاش خودم پیداش کردم روزگی فشار آورده بود, چشمام نمی دید[زبان]

سعید

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مادر گرامی واقعا با نظراتتون منور کردین وب ما رااااا[نیشخند] مثل همیشه خاص و منحصر بفرد[دست] هرچند ما دیگه عادت کردیم آخه مامانمی میشناسمت خخخخخخخخخ[زبان][چشمک]

سعید

خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود...[گل]

رضا

خانه دوست كجاست؟ در فلق بود كه پرسيد سوار آسمان مكثي كرد رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت نرسيده به درخت كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است ميروي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد پس به سمت گل تنهايي مي پيچي دو قدم مانده به گل پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد كودكي مي بيني رفته از كاج بلندي بالا جوجه بر مي دارد از لانه نور و از او مي پرسي خانه دوست كجاست؟

بهار

هیچ ـگآه بـ ه بی "تو بودَن" عآدت نَخ ـوآهَم کَرد یآ بِمآن، یآ... یآ ندآرد "فقط بمآن"

بهار

خدایا....... دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها... یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان... یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن......