این رفته سر به نیزه ی اعدا ، حسین توست ...

 

 

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،

سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،

سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ،

سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ،

سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ

سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ،

سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى،

سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد،      

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى،

سلام بر آنکه اهل قریه ها دفنش نمودند،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ،

سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین،

سلام بر آن مدافعِ بى یاور،

أَلسَّلامُ  عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،

سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،

سلام بر آن گونه خاک آلوده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،

سلام بر آن بدنِ برهنه ،

أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ،

سلام بر آن دندانِ چوب خورده ،

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،

سلام برآن  سرِ بالاى نیزه رفته،

أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ،

سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان ها(ىِ کربلاء)

تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ،

گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ یا مَوْلاىَ  وَ  عَلَى  الْمَلآ ئِکَةِ  الْمُرَفْرِفینَ  حَوْلَ  قُبَّتِک َ ،

سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى که بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى کِشند

 

زیارت عاشورا نوشت:

وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ لَکُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدی ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْکُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِکُمْ

 

 

/ 7 نظر / 36 بازدید
معصومه

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه! نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه! این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار، پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه! باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا، به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه! شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار، دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه! جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات، تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه! هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین، ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!

صادقي

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله : اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً. پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود : براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود . منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص

افسانه

السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا السلام اي جلوه گاه ذوالمنن السلام اي کشته هاي بي کفن التماس دعا

R3ZA

خنگه دلم واسه اون زیبارو تنگیده دیگه[خنثی]

یعقوب

دلم بیش از حد،بیشتر از بیش از حد برای دهه اول محرم تنگ شده،طوری که تا به حالا سابقه نداشته. دعامون کنید دوستان

یعقوب

سلام راستی یادم رفت دفعه قبل بگم ،این متن خیلی سنگبنه ها،خیلیا سفارش می کنن فقظ سالی یکبار خونده بشه.البته ببخشیدا.