باز هم گذر ثانیه ها

یک روز گذشت

باز هم گذر ثانیه ها

عمر من می تازد

چو سهندی تندر

و من اما

باز هم

جا مانده ام

پشت دیوار زمان

وچه خوش می گوید

سهراب

کاشی اهل ادب

اندکی صبر ,سحر نزدیک است

یا که شاید اما

چه خیالی که سحر نزدیک است

می رود چون باد سحر

دست ها زیر چانه به ستون

ما فقط به تماشای سحربنشستیم

/ مریم س.م /

 

 

 

 

/ 73 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

وا[ابرو] چه مرضیه[ابرو] نه باو مرضیه رو نمیگم[نیشخند] عرض کردم که چه مرضی میباشه[زبان] چلا این شکلکو ثبت نمکنه:[اوغ] به جاش کدش میاد[ابرو] گاو[ابرو]

مسعود

بی معرفت دیگه سر نمیزنیاااا دنیا؟[نیشخند] نفسمه میخواد نفسمه بگیره ولی نمیدونه که نفسش رو میگیرم[نیشخند] مامان پارمیدا هم ط ط طلاقیدم[نیشخند] بچه پرو شده بود مجرد شدم دوباره اگه کیس مناسب سراغ داشتی خبرم کن[نیشخند]

الهام

[تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب]+(شکلک آدمی که کامنت پایینیشو خونده)[تعجب]

مهسا

باو مسود قراره پارمیدارو گهگداری بیاره پیش من با پریسا بازی کنه[نیشخند] بچم همبازی موخاد خو[زبان]

میم.صدقی

خیلی وقته آپ نکردی و اینبار هم که آپ کردی یهویی متفاوت ظاهر شدی آفرین

مجتبی

سلام ممنون از حضور سبزت[گل]

صادقی

زلال باش.. زلال باش... زلال، فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی، یا دریای بیکران؛ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

شعیب

سلام نگران نباشیم .... ما اولین بار است که بندگی می کنیم ، ولی او قرنهاست که خدایی می کند .اعتماد کنیم به خدایی او ...