وقتی مهتاب گم شد

لا به لای این خاطرات ... هم گریه کردم ... هم خندیدم ... هم عاشق شدم
عاشق دو تا علی
علی محمدی و علی چیت ساز
وقتی خاطرات کسی رو بخونی و عاشق شخصیت های فرعی داستان بشی
فقط یک چیز ب ذهنم می رسه
راوی ... یکی از بنده های مخلص خداست ... یک انسان خوش معنا

کتاب« وقتی مهتاب گم شد » خاطرات علی خوش لفظ رو در دوران جنگ روایت میکنه که آقا حمید رسام کار تنظیم و تدوینش رو انجام داده ...

در صفحات اول کتاب یک بیت شعر نوشته شده ک دل منو برد:


یاد خیال تو در نظرم جلوه می نمود
از دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم

و در پایان کتاب حس کردم ... همین ی بیت یک خلاصه ی عمیق از کل کتاب

بتون پیشنهاد میکنم لذت خوندن این کتاب رو از دست ندید.

/مریم س.م /

/ 1 نظر / 22 بازدید
شیوا

سلام خوشحال میشم به وبم سر بزنی