من ... فرار نمی کنم

فرار نمی کنم

پشت دود سیگار پنهان نمی شوم

و

به سلامتی غصه هایم ویسکی سر نمی کشم

من ضعیف نیستم

روی پاهای خودم می ایستم

با مشکلات مچ می اندازم

به چشمانش زل می زنم

می گویم

روکن ... تمام توانت را رو کن

اگر می توانی مرا بشکن

من می شکنم ... اما فرو نمی پاشم ... هرگز

به تخته سینه اش می زنم

راهت را بگیر و برو

من عقب نمی نشینم

پوزخند می زند

گویا مشت های من برایش نوازش است

هلم می دهد ... زمین بخورم

دلش قنج می رود

که زخم شوم ... که گریه کنم

من درد می کشم ... اما مسکن نمی خورم ... فرار نمی کنم

/ مریم س.م /

 

 

/ 17 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسانه

مریم پس چرا برای من هیچی نمیخونه؟؟ کد اهنگ را درست وارد کردی/؟توسیستم خودت وبتو بازمیکنی میخونه؟ آخ گفتی مریم [ناراحت]چرااینقدرزود تموم داره میشه؟؟همش یه هفته دیگه

پــــــویا

خدای مهربونم... کمکم کن تا از میان هزاران راهی که به تو نمی رسد راهم را به سوی ابدیت پیدا کنم

پــــــویا

گاهی نمی دانی چه بگویی؟ ... چیزی شبیه کم آوردن...

محدثه

بََـنـ ـد بَــنـ ـد تَـــنَـــ ـــم بــآز مــیـشُـ ـد. وَقــتــی از غَــریــبـ ــهـ هــآ مـی شِــنـیـدَم کــهـ چِـطــ ــور بـََـنـ ـد بَــنـ ـد لِــبــــآسَــتـ رآ بَــرآیِـشـآن بــــآز مــی کَــ ـردیــ ...

آرش

طیقه بالا داخل اتاقم نشسته بودم که مامانم از پایین داد زد بیا اشپزخونه کارت دارم داشتم پله هارو یکی یکی پایین میرفتم که مامانم از اتاق خوابش (طبقه بالا) گفت: نرو منم شنیدم که صدات کرد... حالا باید اولین صدارو باور کنم یا دومی رو.... :D

پــــــویا

من فکر می کنم که فقط عشق می تواند پایان رنج ها باشد به همین خاطر همیشه آوازهای عاشقانه می خوانم من همان سربازم که در وسط جنگ محبوبش را فراموش نکرده است!

مریم

کو؟پس چرا من اسم وبلاگمو نمیبینم؟؟؟ لینک شدی عزیزم....[ماچ][گل]

فاطمه

راز موفقیت همینه.. ایستادگی

شعیب

سلام "گذار هر روز برایت رویایی باشد در دست، نه دور دست؛ عشقی باشد در دل، نه در سر؛ و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی...

شعیب

سلام پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود،و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت.عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داندفعلی بد و آسیب رسان است،اما آن را انجام می دهد و به کرات هم.هر آدمی ، دانسته و ندانسته ،به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد ،و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست.