بابا ... پر... بابا پرواز کرد

قرآن نوشت :

«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموت بل احیاء ولکن لا تشعرون»(سوره بقره - آیه 154 )

 

چیلیک چیلیک ... یه خونه

یه خونه ... یه ایون ... یه حیاط شبیه گلستون

وسط حیاط ... یه حوضه

کنار حوض یه تخته ... تخت،کنار باغچه ... باغچه پر از گل های رنگارنگه

روی تخت ... یه سماور ذغالی ... یه استکان چایی

بی بی نشسته روی تخت ... استکان چایشم به دست

دخترک هم کنار حوض ... ستاره ها رو از تو آب ... دلش می خواد بچینه

بی بی جووونم ؟؟؟

جون دلم ؟ ... چی شده باز ؟ ... چشات پریشون شده باز ؟

بی بی ... بابای من کجاست ؟؟؟

بابای تو ... پرچم غیرت رو علم کرده برای دشمنات

بابای مهربون تو رفته سفر ... پیش خدا

بی بی دلم تنگه براش ... کی بر می کرده پس بابام ؟؟؟

بی بی

ستاره ام کجاست ؟؟؟

چراغ خانه ام کجاست ؟؟؟

بی بی چایشو سر کشید  ... از ته دل آه کشید ... به آسمون نگاه کرد

دخترکم ... بعضیا، تو آسمون یه ستاره هم ندارن 

اما ... بازم غصه نخور ... چون که اونا بازم خدا رو دارن ...

/ مریم س.م /

 

ت.ن :

برای تمام کودکانی که

ستاره های آسمانشان خاموش است

سهمشان از ستاره ها ... تنها تصویر آن در دل آب است

سهمشان از پدر ... تنها قاب عکس روی طاقچه است

/ 19 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من نه منم

سلام خانوووم۰ شانسکی بلاگت باز شد۰ ینی نمیدونم چی شد که یهو باز شد! خلاصه خیلی قشنگ بود امیدوارم همیشه زیبا بنویسی بلاگ ما هم سری بیا۰۰۰

khodai

سلام.. وااای چه خونه ی قدیمی قشنگی/دلم تنگ شد[گل]

khodai

سلاااام [دست][گل][گل][گل]

مریم

بیل و کلنگ و کاردک سیمان و سنگ و آهک آسفالت گرم و غلتک روز شما مبارک . . . . . . . . . . . . . . . . . . مهنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننس[هورا]

مریم

مصاحبه شغلی یک مهندس در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر پرسید: « برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟» مهندس گفت: «حدود ۷۵۰۰۰ دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.» مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره ۵ هفته تعطیلی، ۱۴ روز تعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالا چیست؟» مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می‌کنید؟ » مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع کردی ! »

مریم

وسط اردبیل یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش،‌زخم و زیلی می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن. یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین! ایول! دمت گرم! یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده. ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال می‌کنن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه می‌زنیم!

مریم

گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس ندانستم که ریزد از چپ و راست ! ز پایین و از آن بالا مهندس غضنفر گاری اش را هول نمیداد! دِ یالا هول بده یالا مهندس تقی هم چونه میزد کنج بازار ! نمی ارزه واسم والا مهندس! به مرد قهوه چی میگفت اصغر !دو تا چایی قند پهلو مهندس شنیدم کودکی میگفت در ده !به مردی با چپق خالو مهندس ز جنب دکه ای بگذشت مردی !صدا آمد ” آب آلبالو مهندس “ خلاصه میخورد خون جماعت !همیشه بدتر از زالو مهندس ! شنیدم با تشر میگفت معمار !به آن وردست حمالش مهندس همین مانده که از فردا بگویند !به گوساله و امثالش مهندس یهو یاد سکینه کردم ای داد !فدای آن لب و خالش مهندس شنیدم که عمل کرده دماغش خبر داری از احوالش مهندس؟! شنیدم بعد تنظیمات بینی !بهش میگن همه خانوم مهندس شنیدم بچه زاییده دوباره بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟ سرت رو درد آوردم من مهندس !سخن از هر دری اومد مهندس یکی سیگار میخواد اون سمت دکه !برو که مشتری اومد مهندس !

مریم

روز مهندس برهمه مهندسین ایرانی چه با کار چه بیکار مبارک!!![دست]

شعیب

سلام میگن با هر کی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری... فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشیم چه زیبا شکل می گیریم...