آواز بادهای وحشی

 

شیشه ای که شکسته

اتاق زیر هجوم زوزه باد

هیاهو بیداد می کند

هرج و مرج اندکی

و اثاثیه ای که درهم اند

بیشتر شبیه سیاه لشگرند

و در میانه ی لشگر ، میزی به هیبت یک رهبر قد علم کرده

و دخترکی که روی دوش میز قلمرو اش را پادشاهی می کند

هوای سرد از لابه لای شیشه های شکسته سرک می کشد

و او به رقص چوب های شومینه می نگرد

و صدای جرقه های آتش که گاهی میان آواز باد می دود

کمی خسته است

فقط کمی

بیشتر سرگردان است

/مریم س.م /

/ 57 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

[گریه]سلام مریم خانوم چقد بداخلاق من که چیزی نگفتم [گریه] فقط سوال پرسیدم بد اخلاق ق ق قق ق قق

شعیب

سلام شما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگهداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی است که می تواند دلها را حفظ کند

شعیب

سلام هیچگاه از کسی که به شما اهمیت می‌دهد و دلتنگتان می‌شود غفلت نکنید. شاید روزی از خواب بیدار شوید و بفهمید هنگامی‌ که به‌ دنبال ستارگان بودید، ماه را از دست داده‌اید.

سمیه

سلام صبح سبز بهاری رجبی شما سراسر پاکی و صفا التماس دعا اشتباه می‌کنند بعضی‌ها که اشتباه نمی‌کنند! بايد راه افتاد، مثل رودها که بعضی به دريا می‌رسند بعضی هم به دريا نمی‌رسند. رفتن، هيچ ربطی به رسيدن ندارد! علی صالحی

شعیب

سلام تیر زمانی قابل پرتاب است که کمان به عقب کشیده شود. وقتی زندگی به سختی در حال عقب کشیدن شماست، قرار است بسوی چیزی بی نظیر پرتاب شوید.

شعیب

سلام استادي به همراه جمعي از شاگردانش به اسيايي رسيد توقف كرد و گفت ميدانيد اسياب چه ميگويد گفتنند نه. استاد با لبخند گفت مي گويد اخلاق ان است كه من در انم درشت مي ستانم و نرم باز مي دهم پس چون كسي سخن سخت گويد تو پاسخ نرم و ملايم گوي و اگر بدي كند تو نيكي كن

s

بگذار روزگار هر چقدر مي خواهد پيله کند، چه باک؛ وقتي يقين داريم که پروانه مي شويم...